به این شبهای پر از تکرار دلتنگی
عادت نمیکنم
تو را از دلِ رازهای سکوت
از دل ِ قصه های تاریخ
بیرون خواهم کشید
بگذار دیوارهای قد کشیده فاصله
بر این خانه
پرده ضخیمِ سایه های مرگ را
به رخم بکشد
بگذار دنیا برای آرزوهایم قفس بسازد
اصلا بگذار
اشارات کلامم رازم را بر ملا کند
تو ک باشی
آرام از کنارِ دشواریها عبور خواهم کرد
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
حوصلهِ صبر به گردِ شمع جان
پروانه وار سوخت
تا آن تماشاگرِ صبور
با دستهای مهربانش
از گوشه دلگیرِ و تاریک ذهن
به سمتِ نور
اسرارِ خفته در پیراهنِ آسوده گی را هویدا کند
پرده ها از پنجره حیرت و عزلتِ اندوه کنار رفت
و من لبخند زنان ...
خاطرات را به تقدیر.... گره کور زدم !
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
ای یگانه ترین عاشق
زمین خاکی دلم
پر از جوانه های یادِ توست
بیا و بقدر جرعه ای احساس بنوش!
شرابِ صد ساله چشمانم
عجیب طعمِ شیرینِ عشق میدهد
دلتنگم ...
دلتنگِ آن قاصدکانِ شرمسار ...
قاصر از درکِ فهمِ رنج
ک هر شب کلامم را تا اقیانوسِ چشمانت
نخوانده ...باز میگردانند
بیا جانِ دلم ...
بیا و از شرابِ جانم جرعه ای احساس بنوش
ک سخت بی تابم !
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
غریبانه در کُنجِ اشعارِ سوزان
ترا خط به خط از لابلای افکارت بیرون میکشم
و با دیدگانی خسته از انتظار
بر غربتِ کتیبه عشق میبارم
کاش میدانستی ...کاش میدیدی...
کبوترانِ معصومِ پشت پنجره
سهمِ دلدادگی شان را چگونه ..عاجزانه
از آن خانه سرد و متروک طلب میکنند
کاش میدانستی ...
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
و من هزاران بار
در عمیق ترین لحظه شب
از جام خالی نگاهت مست شدم
و هزاران بارتر ...
خوابِ آسوده عشق دیدم
تا به تو بفهمانم....تا بدانی..
ک بی نهایت بار " دوستت دارم "
کتیبه گواه پریشانی بستری ست
ک فکر میکرد ....
تنها ...یک جرعه آب
یک آینه ...
سالها علاقه و اشتیاقِ جان را
در خود منعکس خواهد کرد
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
عشق یعنی اسارتِ احساس
در کتیبه ای ک با طنین گامهایت
دل رعشه های دل را
به انتظار نشسته .
احساسی ک فکر نمیکند ...نمیبند...
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
ای هماغوشِ رویای پر تکرارم
در فراموشی زمان ...
هر شب در پسِ سکوت و آرامشِ خیال
بی خبر از حسرتِ و نیاز
از لبانِ گرم و خاموشت شراب ناب مینوشم
تا هر صبح کمندِ خاطرم
دستانت...دل ت را به زنجیر بکشد
آسمان چشمانت عجب هوایی دارد
دلم را سخت هوایی کرده
زمستانِ یادت را بهاری کن
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
در من...
عاشقانه هایی بی پروا
بر بستر کوچه بن بستِ رابطه
پریشانند !
در تو...
خشمی عظیم
داس بدست
خوشه های عشق را درو میکند
جانِ دلم ...تو بگو
حجابِ حوصله محبت را
چ وقت با بوسه ای داغ بر سرم میکشی ؟
در حضور کدام کلامِ برهنه
مرا از صفوفِ غرور ...بغض
به بهشتت راه میدهی ؟
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
جام صبر لبریز شد ُ پیمانه دل شکست
میروم جانِ دلم اشک هایم بدرقه راهت
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
عید واقعی مال اون کسیه ک پایان سالش رو جشن بگیرن
ن آغاز سالی ک از پایانش بیخبرن
" خسرو شکیبایی "
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
آسمان گلگون
دلت گلگون
لحنِ کلامت گلگون
شقیقه پر درد شب گلگون
عجب دل رعشه های سنگینی
مهلتِ مرگ هم امان نمیدهد
از پسِ این همه هیاهوی گلگون
پس لرزه های دلم
به شرطِ احتیاط
گلایه نوشت هایش را
از بن بستِ کوچه های خیالت
آرام و آهسته میگذراند.
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
دلتنگم.......
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
عمرم رو کشتم پای این خاطره های سردرد
با توام دنیا با تو ام بیرحم
بذار چند سال عقب برگردم
نفسم میگیره ....
حالم خوش نیس حالم خوش نیس
ن کسی ک خنده هاش رو زیر بارون ببرم
واسه اون کسی ک داغش تا همیشه با منه
مث اون مغروری ک تو جم زیر گریه میزنه
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
سال در انتظارِ نو شدن
خاطرات کهنه را
به نسیم بهاری میسپارد
تا عشق در هر بهار متولد شود
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
گفتم به خویشتنم
آیا توان رستنم از این نگاه هست؟
ناگهان مشتی زدم به سینه او
ناگهان دریغ
آیینه تمام قد روبرو شکست
" حمید مصدق "
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری
تو رفتی از پیشم دنیامو غم برداشت
برداشت ما از عشق با هم تفاوت داشت
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری